رستارستا، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

رستا کوچولو...

آتلیه

مامان و خاله فهیمه خیلی وقته تصمیم گرفتن مارو ببرن اتلیه یعنی منو نهال دختر خالم که از من 18 ماه بزرگتره بالاخره اون روز وقتش رسید و خاله فهیمه صبح اومدخونه ما و نهال رو گذاشت اینجا و خودش یه کار کوچیک داشت رفت کانون من که چشامو وا کردمو نهالو دیدم خیلی خوشحال شدم نهال هم خوشحال شد آخه ما همدیگرو خیلی دوس داریم البته گاهی یه اختلافاتی پیش میاد اما زودتر حلش می کنیم آخه دختر خالمه هاااااااااا میبینید عکس خودش همه چیزو نشون میده اصلا لازم به توضیح نیست خلاصه بعد از کلی بازی کردن و سرگرم شدن از طرف مامان خاله اومد قرار بود ساعت 5 عمو حمید بیاد دنبالمون داشتیم میرفتیم آتلیه عموی نهال ما حا...
30 مهر 1393

خوش گذشت

خیلی به همه خوش گذشت مخصوصا به من و مهدی و نهال.هنوز که راه رفتن بلد نیسستم ولی به کمک مامان یه دور با بچه ها زدیم.باید مهمونداری میکردم ...
28 شهريور 1393

مهمونهام

البته مهمونای دیگه هم بودن و منو سرافراز کردن خاله رضوان و خاله زهرا و خاله پری و خاله فهیمه و مامان بزرگم(مادری) دختر عمم ثناو عمه لیلا و مامان بزرگم(پدری) کلی هم کادوهای خوشگل مشگل گرفتم دست همشون درد نکنه همشونو میبوسم ...
28 شهريور 1393

روز تولدم

امروز صبح که از خواب بیدار شدم اصلا فضا یه جور دیگه بود یه بوهای خاصی می اومد و مامان هم سرش شلوغ بود تازه مهمون هم داشتیم مامان بزرگم و خاله مهربونم که همیشه به فکرمه خونه ما بودن هم خیلی خوشحال بودم هم خیلی تعجب کردم تازه تا چشامو وا کردم مامانمو و خالم بهم گفتن تولدت مبارک عزیزم حالا عزیزمو میدونم یعنی چی یه چیزی مثل دوس داشتنه اما نفهمیدم این تولدت مبارک یعنی چییی؟؟؟؟؟ ولی به روی خودم نیاوردمو فقط یه لبخند زدمو  موضوع رو عوض کردم آخه بده مهمونا بفهمن من نمییدونم تولدت مبارک یعنی چی. خلاصه مهمونا هی زیادتر میشدنو هر کدوم هم سرگرم کاری بودن من...
28 شهريور 1393

جام جهانی

یادمه روزهای جام جهانی بود تب فوتبال و از این حرفها برزیل که نبردنمون تنها چیزی که میشد باهاش خوش بود همین بود چطوره شاید منم فوتبالیست شدم ن شدم هم اشکالی نداره عکس که میشه گرفت ...
31 خرداد 1393

9 ماهگی

سلام سلام نی نی های خوشگل مامان عکسای 9 ماهگیمو جمع کرده تا تو یه پست براتون بذاره اینجوری راحتتره برا منم خوبه بعدا شاید حوصله خوندنشو نداشته باشم. من خیلی تلویزیون دوس دارم اصلا عشق تبلیغاتم مخصوصا اگه تبلیغ لوسی لوسی باشه ببینید چطوری دارم نیگاه میکنم معمولا عادت دارم هر وقت خوابم گرفت بخوابم بدون گریه و نق زدن تازه دستمم تو خواب میخورم باور ندارین اگه این عکسو ببینین دستم تو دهنمه دیدید گفتم اینجا هم دارم تمرین میکنم چار دست و پا راه برم من آخه تو هیچ کاری عجله ندارم به بابا جونم رفتم مامانی ب...
29 خرداد 1393